Category: Dagens Ord
-

⚡️کلمهی روز
otrogen
otroget, otrogna
این صفت یعنی “خیانتکار” یا “بیوفا” برای توصیف افرادی که تعهدات خود را نقض میکنند یا در روابط شخصی/اجتماعی بیوفایی میکنند استفاده میشود.
🌟 کاربرد در جمله با مثال 1. Han var otrogen mot sin fru. او به همسرش خیانت کرد. 2. Hon upptäckte att hennes pojkvän hade varit otrogen. او فهمید که دوستپسرش خیانت…
-

⚡️کلمهی روز
snurrig
snurrigt, snurriga
یعنی “گیج”، “سرگیجهدار” یا “درهمبرهم”. برای توصیف حالتهایی که یه نفر حس گیجی، سرگیجه یا آشفتگی داره، چه از نظر فیزیکی و چه ذهنی، استفاده میشه. تو فارسی میتونی بگی “گیج شدم” یا “سرگیجه دارم”.
🌟 کاربرد در جمله با مثال 1. Alla dessa regler gör mig snurrig این همه قانون من را گیج میکند 2. Barnen älskar den snurriga stolen بچهها عاشق این صندلی چرخان هستند…
-

⚡️کلمهی روز
Hänsyn
hänsynen, hänsyn, hänsynen
در فارسی میتوان آن را با “ملاحظه”، “در نظر گرفتن” یا “احترام گذاشتن” ترجمه کرد. visa hänsyn (till någon) – رعایت حال کسی را کردن ta hänsyn till – در نظر گرفتن، ملاحظه کردن av hänsyn till – بهخاطر رعایت حال یا موقعیت کسی/چیزی utan hänsyn – بیملاحظه، بیفکر
🌟 کاربرد در جمله با مثال 1. Visa lite hänsyn och sänk volymen. کمی ملاحظه کن و صدای بلندگو را کم کن. 2. Han tog ingen hänsyn till mina känslor او به…
-

⚡️کلمهی روز
Låtsas
att låtsas, låtsades, har låtsats, är låtsad, låtsas!
فعل بازتابی (reflexivt verb) – وانمود کردن، تظاهر کردن، نقش بازی کردن ، برای توصیف حالتی بهکار میرود که کسی چیزی را “بهظاهر” نشان میدهد که در واقعیت درست نیست؛ مثل وانمود کردن به خوشحالی، بیتفاوتی، یا حتی بیمار بودن.
🌟 کاربرد در جمله با مثال 1. Hon låtsas vara glad, men jag vet att hon är ledsen. او وانمود میکند خوشحال است، اما من میدانم که ناراحت است. 2. Han låtsas…
-

⚡️کلمهی روز
finurligt
finurligt, finurliga
یعنی “زیرکانه”، “باهوشانه” یا “خلاقانه”، ولی با یه حس بازیگوش یا طنزآمیز. برای توصیف چیزایی که به یه روش هوشمند و غیرمنتظره انجام شدن یا طراحی شدن، استفاده میشه.
🌟 کاربرد در جمله با مثال 1. Han löste problemet på ett finurligt sätt. اون مشکل رو به یه روش زیرکانه حل کرد. 2. Det var en finurligt skriven historia. این داستان…
-

⚡️کلمهی روز
vistas
att vistas, vistades, har vistats, –, vistas!
فعل نسبتاً رسمی به معنی «اقامت داشتن»، «بودن»، یا «در جایی وقتگذراندن» است. این فعل معمولاً برای توصیف ماندن موقت در یک مکان بهکار میرود.
🌟 کاربرد در جمله با مثال 1. Du får vistas i Sverige under den tid som din ansökan behandlas شما مجاز هستید در مدت زمان بررسی درخواست خود در سوئد اقامت داشته…
-

⚡️کلمهی روز
Avgör
att avgöra, avgjorde, har avgjort, är avgjord, avgör!
یعنی “تعیین کردن”، “تصمیم گرفتن” یا “حل کردن” (یه نتیجه یا مسئله). برای موقعیتهایی استفاده میشه که یه تصمیم نهایی گرفته میشه یا نتیجهای مشخص میشه. تو فارسی میتونی بگی “مشخص میکنم” یا “تصمیم میگیرم”. از “av-” (پایان/جدایی) و “göra” (انجام دادن) میاد – یعنی “به پایان رسوندن یا مشخص کردن یه چیز”
🌟 کاربرد در جمله با مثال 1. Valet avgör vem som blir nästa statsminister انتخابات تعیین میکند که نخستوزیر بعدی چه کسی خواهد بود 2. Rätten att avgör sitt eget liv är…